أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
464
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
جناب را همراه خويش به شيراز برد و منصب تدريس دار الشفاى خود را به آن سيّد فضليت انتها تفويض كرد و امير سيّد شريف ده سال در فارس به افادهء اهل فضل و كمال پرداخت . قاضى نور اللّه شوشترى ، سيّد شريف را نيز مثل اغلب مشاهير اهل سنّت از شيعه شمرده و استشهاد مىنمايد به اينكه شاگرد او سيّد محمّد نوربخش و شيخ محمّد ابن ابى جمهور احسائى از فقهاى اماميّه به تشيّع وى تصريح كردهاند ، نيز قاضى گويد كه جميع ارباب فضل و كمال از زمان خود سيّد شريف تا اين زمان طفيلى و عيال كمالات و مصنّفات وى مىباشند . سيّد شريف در اواخر از آن همه علوم ظاهرى رسمى كه داشته منصرف شد و قدم به دايرهء سير و سلوك گذاشت . به خواجه علاء الدين عطّار نقشبند و ديگر مشايخ طريقت دست ارادت داد ، فيوضات باطنيّه از ايشان اخذ نمود ، به ملازمت خواجه علاء الدين مفتخر شد ، در سلك مشايخ طريقت منسلك و به استخلاص از علوم ظاهرى رسمى سپاسگزار بود ، به مقام محو و فنا رسيد ، بلكه گاهى فنا از فنا بوده و از خود نيز بىخبر بود تا آنكه به سال هشتصد و شانزدهم يا چهاردهم يا هيجدهم يا بيست و چهارم يا پنجم هجرت در شيراز وفات يافت . در تاريخ وفاتش بنا به قول اوّل گفتهاند . استاد بشر حيات عالم * سلطان جهان شريف ملت اندر ششم ربيع ثانى * از هشتصد و شازده ز هجرت زين دار فنا به چارشنبه * فرمود به دار خلد رحلت مادّهء تاريخ وفات بنابر قول سومى جملهء « سيّد ولى حقشريف » - 818 ، بنابر چهارمى جملهء « خواجهء دهر » 824 ، بنابر پنجمى جملهء « هادى عالم سيّد شريف » - 825 مىباشد . ( نك : ريحانة الادب ، ج 4 - 3 ، صص 17 - 213 ؛ روضة الصفا ، ج 7 ، ص 3537 ؛ طرايق الحقايق ، ج 2 ، صص 94 - 689 ) ص 358 محمود خان ديلمى ( 45 ) از وزراى معروف سلاطين تركمانان بود كه شاه اسماعيل در سال 908 ه . ق وى را در وزارت شريك امير زكريا كججى نمود . محمود خان به دليل پيرى و ضعف پس از اندكى